manimani، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

مانی کاظمینی

يه روز پر استرس

1391/1/10 16:04
نویسنده : مامان مانی
235 بازدید
اشتراک گذاری

ماني جونم،پسر شيرين تر إز جانم، امروز ٨/١/١٣٩٠ روز خوبي واسه مامان فرشته و بقيه خونواده نبود، بميرم واسه اشكهات وقتي من جون نداشتم بغلت كنم، امروز مادر بزرگ مامان يه لحظه ما رو تنها گذاشت، رفت پيش خداي مهربون و دوباره دلش واسه تو كه نتيجه ي عزيزش بودي تنگ شد و برگشت، روزي كه تو بدنيا أومدي الارغم اينكه إز پس كاراي خودش بر نميومد، إز ذوق بدنيا اومدنت به خودش ميگفت مبارك باشه و تمام ظرفهاي سينك رو شست، مدام واست شعر ميخوند و ريز و درشت رو فدات ميكرد، تو هم هميشه با تنها كسي كه غريبي نميكردي ( حتي اگه مدتي نديده بوديش)مادر بزرگ بود، تا اين لحظه كه أولين خاطره تلخ رو واست يادداشت ميكنم، مادر بزرگ تو قسمت سي سي يو بيمارستان پارس بستريه، واسش دعا كن گلم، إز ته دل، اون تو رو خيلي دوست داره، ماني جونم تا ابد سالم و سر إفراز باشي،رنگ خنده روي لبهاي كوچولوت خوش رنگ ترين رنگ دنياست.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان محمد مانی
8 فروردین 91 18:23
سلام
سال نو مبارک
خیلی از این اتفاق متاثر شدم. امیدوارم که حالشون زودتر خوب بشه و از بیمارستان مرخص بشن.


سلام گلم سال نو شما هم ، مرسي . اميدوارم همه مريضها رخت عافيت بپوشن.روي ماه ني ني تون رو ببوسين. سالم و كامياب باشن در پناه والدين ( آمين)